مرضيه محمدزاده
1391
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
كه مىرفت تا در پناه نخل بياسايد دور از نگاه خيمهى ليلى . * تيغى كه مىنشست پر كاكل خضاب تيرى برهنه بود كه مىخورد بر چشمهاى منتظر گل * بانگ فرشته بود كه از خيمهها گذشت وقتى كه ذو الجناح از سايه سار نخل برآمد تنها و بىسوار * شمشيرها برهنه تن آغوش كرده باز در انتظار پيكر گل گل كه مىشكفت * بر نيزهى برهنه كه خورشيد مىبرند هفتاد و دو ستاره زخمى با لالههاى بدرقه مىمانند در شش رواق مائدهى سرخ * بانوى خيمههاى عطش بود